خرید بک لینک
سطوح مختلف حیطه های شناختی

1)سطح دانش:هدف کلی آموزشی(اصطلاحات متداول و مفاهیم اساسی وروش ها را می داند)،فعل های رفتاری (تعریف کردن،توصیف کردن،نام بردن،جورکردن)

مانند:پیامد های تعارض نقش را نام ببرید. گروه را تعریف کنید.

2)درک و فهم: هدف کلی آموزشی(اصول وقوانین و نظریه ها را می فهمد)،

مثال زدن،خلاصه کردن، توضیح دادن،تعمیم دادن،پیش بینی کردن)

مانند:یک نمونه تحرک افقی و صعودی را مثال بزنید. چراپدران گاهی دچار فشار نقش می شوند؟

3)کاربرد: هدف کلی آموزشی(اصول ومفاهیم و نظریه هارادر موقعیت جدید و عملی به کارمی برد)

فعل های رفتاری(تغییر دادن ،محاسبه کردن،به کاربردن)

مانند:4ویژگی برای خود نام برده و مشخص کنید چه امری مبنای شناخت شما قرار گرفته است؟

4)تجزیه وتحلیل: هدف کلی آموزشی(مطالب خوانده شده وساختار یک متن یا جدول ونمودار را تجزیه و تحلیل

می کند) فعل های رفتاری(تجزیه کردن،بانمودار نشان دادن،تقسیم بندی کردن وتحلیل کردن)،مانند:تاثیر باور های مشترک را در شکل گیری هویت ملی تجزیه وتحلیل کنید.

5)ترکیب: هدف کلی آموزشی(مطالب واصول را با یکدیگر ترکیب می کندوطرح جدیدی ابداع می کند)

فعل های رفتاری(طبقه بندی کردن،گروه بندی و تجدید نظر کردن)،مانند:چند موقعیت را به ترتیب اهمیت طبقه بندی کنید.

6)ارزشیابی: هدف کلی آموزشی(قوانین یادگیری روش های تدریس مطالب آموخته شده را ارزشیابی می کند)

فعل های رفتاری(ارزیابی کردن،مقایسه کردن،نتیجه گیری وانتقاد کردن،تفسیر و قضاوت کردن)

مانند:نحوه توزیع مزایا در نظام کاستی و صنعتی را مقایسه کنید. واکنش ایرانی ها نسبت به غرب را ارزیابی نموده و نقد نمایید.

تعريف ارزشيابي پيشرفت تحصيلي: سنجش عملكرد يادگيرندگان ومقايسه ي نتايج حاصل با هدفهاي آموزشي از پيش تعيين شده به منظور تصميم گيري در اين باره كه آيا فعاليت هاي آموزشي معلم وكوشش هاي يادگيري دانش آموزان به نتايج مطلوب انجاميده اند وبه چه ميزاني

بنابراين در ارزشيابي پيشرفت تحصيلي دو اقدام اساسي ضروري است :

1) تعيين هدفهاي آموزشي 2) سنجش يا اندازه گيري عملكرد يادگيرندگان

هدف های رفتاری (اهداف دقیق ، عینی ،آموزشی )

اهداف رفتاری بیاناتی هستند که یادگیریهای گوناگون دانش آموزان را برحسب تغییرات حاصل در رفتار یا عملکرد آنان نشان می دهند این هدف ها از آنرو رفتاری نامیده می شوند که فعل های جملات تشکیل دهنده ی آنان ها ، بر حسب اعمال و رفتار یادگیرندگان بیان می شوند .

مثال : دانش آموز بتواند اصل انتقال نیرو در رابطه با کار ماشین ها راتوضیح دهد

اهداف رفتاری قابل مشاهده و اندازه گیری هستند : مثل نام بردن ، مقایسه کردن ، نشان دادن ، توضیح دادن و....معلمین به کمک هدف های رفتاری ، منظور و مقصود خود را از آموزش موضوع های درسی به طور دقیق مشخص می کنند . عملکرد یادگیرندگان با توجه به این گونه هدف های دقیق سنجش می شود وملاک قضاوت و موفقیت معلمان و یادگیرندگان نیز همین هدف ها هستند. برای تهیه یک آزمون روا ابتدا باید نمونه ای از مهمترین اهداف را برگزید که موضوعات گوناگون و انواع توانایی هایی که برنامه آموزشی ،دست یابی دانش آموزان به آنها را خواستار است به بهترین وجه تحت پوشش خود قرار دهد.

طبقه بندی اهداف رفتاری

بلوم هدف ها را به سه حوزه تقسیم کرده است : شناختی ، عاطفی ، روانی – حرکتی

هد ف های حوزه شناختی به جریان هایی که با فعالیت های ذهنی و فکری انسان سرو کار دارند ، مربوط می شوند .

در این حیطه ، یادگیری در ذهن دانش آموز از ساده ترین توانایی ذ هنی تا پیچیده ترین مهارت عقلی را شامل می شود. مهم ترین وسیله سنجش هدف های حوزه ی شناختی ، آزمونهای توانایی شناختی هستند

که معمولاًً به صورت کتبی تهیه و اجرا می شوند .

هدف های حیطه شناختی بر اساس طبقه بندی بلوم در شش سطح قرار می گیرند.

1- طبقه اول – دانش

دانش ، تکرارپاسخهایی است که قبلاًً در موقعیت های یادگیری تمرین و آموخته شده اند . این پله شامل یادآوری (بازخوانی و باز شناسی ) امور است. بازشناسی و یادآوری آموخته ها ، مانند مفاهیم ، اصطلاحات ، قواعد و اصول ، از مطالب جزئی تا کلی را شامل می شود .در این سطح ، کسب دانش و گسترش اطلاعات و آگاهی ، یکی از متداول ترین و مهم ترین هدف های آموزشی به شمار می رودشناخت در این مرحله شامل دانش اصطلاحات ، دانش طبقه بندی ها ، دانش اصول و قوانین ، دانش نظریه ها و ساخت ها ، دانش روش ها و ملاک ها ، و...است.

مثال :یادگیرنده بتواند نام نویسندگان مشهور را تشخیص دهد یا تاریخ جنگهای مهم جهانی رانام ببرد؟

2- طبقه دوم - فهمیدن

توانایی درک منظوریا مقصود یک مطلب را گویند بنابراین ، فهمیدن به پاسخ هایی بیشتر از آنچه قبلاًً تمرین و آموخته شده اند ، نیاز دارند این پاسخهای اضافی عبارت اند از ترجمه کردن یا برگردان ، تفسیر کردن ، خلاصه کردن ، کشف شباهتها وتفاوتها

فهمیدن عبارت است از درک و دریافت معنا و مفهوم ظاهری و پنهان در یک مطلب و نیز بیان آن با عبارات و جملاتی که خود دانش آموز می سازد.

مثال : بتواند دلایل جنگ جهانی دوم را توضیح دهد و یا بتواند یک صفحه متن انگلیسی را به فارسی ترجمه کند یا مثالهایی برای غذاهای پر کالری و کم کالری ذکر کند .

1- طبقه سوم - سطح کاربرد

توانایی استفاده از امور انتزاعی ،قواعد و قوانین ، اصول ، اندیشه ها ، روشها در موقعیت های عینی و عملی

به کار بستن آموخته های پیشین در موقعیت های نوین و حل مسائل جدید و یا استفاده از مطالب و مفاهیم نظری در موارد و موقعیت های عملی زندگی ، در سطح کاربرد قرار دارد.

به بیان دیگر، هدف در سطح کاربرد عبارت است از توانایی استفاده از مفاهیم انتزاعی ، اصول علمی ، قوانین ، اندیشه ها ، فرضیه ها ، قضایا و روش ها در موقعیت مناسب و جدید ، بدون این که هیچ گونه راه حلی ارائه شود .کاربرد فراتر از فهمیدن است در این سطح ، وقتی به دانش آموز مسئله ی تازه ای داده می شود ، او از مفاهیم انتزاعی مناسب بهره می گیرد و مسئله را حل می کند بدون اینکه لازم باشد به اوگفته شود ، از کدام مطالب انتزاعی یا اصول و قوانین استفاده کند.

مثال :دانش آموزمسئله تازه ای را با استفاده از مفاهیم انتزاعی حل می کندبتواند یک رژیم غذایی مناسب برای خودش تعیین کند یا بتواند مسائل ریاضی مربوط به درس خود را حل کند .

4- تحلیل و تجزیه

تحلیل ، توانایی شکستن یک مطلب یا یک موضوع به اجزا و عناصر تشکیل دهنده است.

تحلیل به معنای تقسیم مطالب کلی به اجزای تشکیل دهنده ی آن ها ، تعیین اجزا و کشف و بیان روابط بین قسمت های متفاوت یک مطلب ، و نحوه ی سازمان بندی آنها ، و شناخت اصول حاکم بر ساخت آن مطلب است . در این سطح از دانش آموز انتظار می رود که الف - موضوع را به اجزای تشکیل دهنده آن تجزیه کند ب- روابط میان عناصر را مشخص کند ج- اصول سازمانی را شناسایی کند یعنی شناخت آرایش و ساخت موضوع است .که آن را به صورت یک کل یک پارچه نشان می دهند.

مثال : یادگیرنده بتواند اجزای مختلف یک گزارش تحقیقی را مشخص سازد

یادگیرنده بتواند هدف اصلی یک مطلب داستانی را تشخیص داده و آن را بیان کند

5- ترکیب

ترکیب ، توانایی پهلوی هم گذاشتن عناصر و اجزا برای ایجاد یک الگو یا ساختار نو ترکیب نامی است که بلوم و همکارانش برا ی آفرینندگی یا خلاقیت به کار برده اند

ترکیب به معنای ابداع و ساختن طرحی نو با استفاده از دانسته های پیشین و خلق یک اثر علمی ، ادبی، هنری و یا فنی است در ترکیب ،از دانش آموز خواسته می شود درمحدوده ی تعیین شده ، به وسیله ی مسائل یا مواد در چارچوب نظری و روشی خاص ، از خود خلاقیت نشان دهد .

مثال :خاطرات تابستانی خود را به صورت یک داستان بنویسد

6 - ارزش یابی

توانایی قضاوت یا داوری کمی و کیفی درباره ی امور با توجه به ملاک های معین.

در این سطح دانش آموز می تواند به طور آگاهانه درباره ی ارزش کارها ، اندیشه ها ، راه حل ها و روش ها ، داوری کند.

آندرسون طبقه بندی بلوم را تغییر داده و ارزشیابی را در طبقه 5و ترکیب را در طبقه6 اهداف شناختی قرار داده است هر سطح از سطوح شناختی در بر دارنده سطوح پایین تر از سطح خود می باشد

به دلیل نزدیکی بیش از حد طبقات حیطه ی شناختی به استثنای پله ی دانش ، مجزا کردن طبقات شناختی از یکدیگر کار بسیار سخت و تخصصی و دشوار است.

نمونه هدف های کلی آموزشی و فعل های رفتاری هر طبقه در حیطه شناختی

طبقات

تعریف هر طبقه

هدف کلی آموزشی (نتایج یادگیری

فعلهای رفتاری

(به صورت زمان حال ساده و سوم شخص مفرد)

دانش

در این طبقه از دانش آموز انتظار می رود تا چیزهایی را که آموخته است عینا پاسخ دهد و شامل یادآوری بازشناسی آموخته ها می شود

اصطلاحات متداول را میداند. مفاهیم اصلی را می داند. روشها را می داند

تعریف می کند . نام می برد. بازگو می کند . فهرست می کند . نسخه برداری می کند . بیان می کند. تکرار می کند. فکر می کند. مشخص می کند . جور می کند . توصیف می کند.

درک و فهم

(فهمیدن)

آن دسته از هدف ها ، رفتار ها یا پاسخ هایی است که با فهمیدن و درک کردن همراه است و لازمه آن فهم معنی ظاهری یا تحت اللفظی پیام ها یا منظورهای موجود در سوالات است مانند ترجمه کردن ، تفسیر کردن ،استخراج (درک اطلاعات ناشناخته از اطلاعات شناخته شده) خواندن نقشه ، جدول ، نمودار ، فرمول های ریاضی و ...

اصول را می فهمد

تئوریها را می فهمد

قوانین را می فهمد

مثال می زند .حل می کند .ترجمه می کند .تخمین می زند .توضیح می دهد .خلاصه می کند .تمیز میدهد .برگردان می کند .بسط می دهد مطابقت میکند. پیش بینی می کند. تعمیم می دهد. بازنویسی می کند

کاربرد

. کاربرد یعنی استفاده از آموخته های پیشین در موقعیتهای جدید و حل مسایل جدید

مفاهیم و اصول را در موقعیت جدید به کار می برد . قوانین و نظریه ها را در موقعیتهای عملی به کار می برد.

تغییر می دهد. محاسبه می کند . نمایش می دهد . کشف می کند . اندازه گیری می کند .کنترل می کند . با مهارت انجام می دهد . اصلاح می کند . به کار می برد . تهیه می کند . تولید می کند . نشان می دهد . تولید می کند . آماده می کند .

تجزیه و تحلیل

به معنی تقسیم مطالب کلی به اجزا تشکیل دهنده آن و تجزیه و تحلیل یعنی تعین اجزا و کشف و بیان روابط بین قسمتهای مختلف یک مطلب و نحوه سازمان بندی آنها و شناخت اصول حاکمبر ساخت مطالب

ساختار یک اثر هنری را تجزیه و تحلیل می کند . جداول و نمودارها را تجزیه و تحلیل می کند . یک متن ادبی را تجزیه و تحلیل می کند .

به اجزا تقسیم می کند . با نمودار نشان می دهد . مجزا می کند . تجزیه می کند . تفکیک می کند . هجی می کند . به تصویر در می آورد . استفاده نمی نماید . می شکافد.

ترکیب

توانایی به هم پیوسته عناصر و اجزا به منظور تهیه یک صورت یا کل جدید ترکیب را می توان توانایی آفرینندگی و تولید دانست که با استفاده از دانسته های پیشین انجام می گیرد.

اصول و قواعد را با یکدیگر ترکیب می کند . طرح جدیدی ابداع می کند . مطالب را با یکدیگر ترکیب می کند .

طبقه بندی می کند . درهم می آمیزد . انشا می کند . تجدید نظر می کند . سخنرانی می کند . داستان می نویسد . شعر می سراید. تجدید سازمان می کند . مدون می کند . نمودار تهیه می کند . گروه بندی می کند . ترکیب می کند .

ارزشیابی

بالاترین هدف فرآیند ذهنی است که در آن شخص قضاوتی مبتنی بر هدف و منظوری خاص درباره ارزشها ، عقاید ،کارها،راه حل ها ، روش ها .مواد و غیره

یک اثر هنری را ارزشیابی می کند . روشهای تدریس را ارزشیابی می کند . قوانین یادگیری را ارزشیابی می کند

برچسب: سطوح مختلف حیطه های شناختی,سطوح مختلف حیطه شناختی, نویسنده: لیلا سامانی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 15:11

صفحه بندی